على محمدى خراسانى

333

شرح كفاية الأصول (فارسى)

و توسعه‌دار ) آن متعلّق امر بود ولى در احتمال پنجم مطلوب مولى طبيعت با ملاحظهء خصوصيات است كه خصوصيات فردى در اصل مطلوب دخيل است و در واقع امر روى طبيعت با آن خصوصيات رفته و مطلوب ايجاد طبيعت با اين خصوصيّات است . بطلان اين احتمال هم با بيانى وجدانى كه براى اثبات احتمال چهارم داشتيم روشن مىشود . قوله : الحق انّ . . . : اشاره به احتمال چهارم است . قوله : و فى مراجعة الوجدان : اشاره به دليل احتمال چهارم است . قوله : قبالا لخصوص : اشاره به احتمال پنجم و ردّ آن است . قوله : لا انّها بما هى هى : اشاره به احتمال اوّل و ردّ آن است . قوله : لا انّه يريد : اشاره به احتمال سوّم و ردّ آن است . قوله : و لا جعل الطلب : اشاره به احتمال دوّم و ردّ آن است . ( ثمره بحث : يك ثمرهء فرضى دارد و آن اينكه اگر امكان داشت طبيعت بدون ويژگيهاى فردى اتيان شود ، بنا بر قول به طبايع صحيح بود و بنا بر قول به افراد صحيح نبود . و يك ثمرهء واقعى دارد - كه قبلا در ذيل قضيّهء ترتّب مطرح شد - و آن اينكه فرد اول نماز با ازاله مزاحمت داشت و اتيان آن فرد به قصد امر محلّ بحث بود و گفتيم كه بنا بر تعلّق امر به طبايع ما مىتوانيم فرد مزاحم را هم به قصد امر به طبيعت انجام دهيم و صحيح باشد ، ولى بنا بر تعلّق امر به افراد كار مشكل بود و خصوص فرد اوّل وقت ، امر نداشت تا بشود آن را به قصد امرش انجام داد و به قصد امر افراد ديگر هم محلّ تأمّل بود . ) قوله : هذا بناء على اصالة الوجود : يكى از مسائل اساسى فلسفه كه بسيارى از مسائل فلسفى برآن مبتنى مىباشد ، مسألهء اصالت وجود يا ماهيّت است . مشائين و پيروان حكمت متعاليه طرفدار اصالت وجود هستند . يعنى مىگويند : آنكه اصيل است و واقعيّت دارد و صحنهء خارج را پر كرده و منشأ همهء آثار مىباشد و اين‌همه آوازه‌ها در گيتى از آن اوست ، هستى اشياء است و چيستى يا ماهيّت اشياء يك امر اعتبارى است كه به تبع وجود در خارج متحقّق مىگردد و گرنه اصالتى ندارد .